شمارهٔ ۱۳ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات از رسالهٔ جلالیه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد
به کام عشق بازان شاه حسنت کامران باشد
الهی خلعت حسنت که جیبش ظاهر است اکنون
ظهور دامنش تا دامن آخر زمان باشد
الهی تا ز باغ حسن خیزد نخل استغنا
تذرو عصمتت را برترین شاخ آشیان باشد
الهی تا هوس باشد کنار و بوس طالب را
شه حسن تو را تیغ تغافل در میان باشد
الهی عاشق از معشوق تا باشد تواضع جو
دو ابروی تو را تیر تکبر در کمان باشد
الهی تا طلب خواهنده باشد ابروی پرچین
چو ماری گنج یاقوت لبت را پاسبان باشد
الهی محتشم چشم خیانت گر کند سویت
به پیش ناوک خشم تو چشم او نشان باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر درخواستهایی از خداوند دارد که در آن ها به زیبایی و عشق اشاره میکند. او میخواهد که زیبایی و عشق در جهان باقی بماند و عشق ورزیدن به محبوب به آسانی انجام شود. شاعر آرزو دارد که تا همیشه عشق و زیبایی در زندگی وجود داشته باشد و هرچه در دنیا میگذرد تحت تأثیر عشق و زیبایی باشد. همچنین، او به مانعها و مشکلاتی که ممکن است در راه عشق وجود داشته باشد اشاره میکند و میخواهد که خداوند این موانع را از میان بردارد و عشق را برای عاشق و معشوق آسان کند. به طور کلی، این شعر جلوهای از عشق، زیبایی و دعا برای حفظ آنها در تمام دورانهاست.