شمارهٔ ۲۴ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات از رسالهٔ جلالیه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار
یا به یاران میتوان مشغول بودن یا به یار
یاری یاران مرا از یار دور افکنده است
کافرم گر بعد ازین یاری کنم الا به یار
چند فرمایندم استغنا و گویندم مزن
حرف جز با غیر و روی غیرتی بنما به یار
یار تا باشد چرا باید زدن با غیر حرف
غیر تا باشد چرا باید زد استغنا به یار
ذرهای از یاری این یاران فرو نگذاشتند
یار را با ما گذارید این زمان ما را به یار
ما گدایان قدر این نعمت نمیدانستهایم
پادشاهی بوده صحبت داشتن تنها به یار
گر به دستم فرصتی افتد بگویم محتشم
از نزاع انگیزی یاران حکایتها به یار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره رابطه با یاران و یار صحبت میکند. شاعر میگوید که مشغول بودن به یاران او را از یار دور کرده است و اگر قرار باشد که یاری کند، تنها باید به یار باشد. او به این نکته اشاره میکند که باید از صحبت با دیگران پرهیز کرد و فقط به یار فکر کرد، چراکه یار ارزش بیشتری دارد. شاعر همچنین به بیاعتنایی به نعمت یاری اشاره میکند و یادآوری میکند که ارتباط با یار پادشاهی واقعی است. در پایان، او به فرصتی که به دست میآید اشاره میکند تا حکایتهایی درباره یاران را با یار در میان بگذارد.