نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در ظل همائی که بر او میل جهانی است

مرغان اولی‌الاجنحه را خوش طیرا نیست

در حسرت آن طایر بی‌بال و پر ما

خوش دل شکن آهنگی و دل گاه فغانیست

پر گرم مران ای بت سر کش که به راهت

در هر قدم افتاده ز پا سوخته جا نیست

برتاب عنان خود ازین راه که رد پی

دیوانهٔ بی دهشت گیرنده عنانیست

مستغرق وصل است کسی از تو که او را

از وصل و فراق تو نه سود و نه زیانیست

تمییز من و غیر حوالت به نظر کن

کاندر رخ هر عاشقی از عشق نشانیست

گو قهر به اغیار مکن بهر دل ما

آن شوخ که در هر غضبش لطف نهانیست

آهسته خدنگی زد و از سینه گذر کرد

جنبش این تیر چه پرزور کمانیست

طرز سخن محتشم از غیر مجوئید

کاین لهجه خاصی است که مخصوص زمانی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمایلات جهانی اشاره دارد و نشان می‌دهد که مرغان با بال و پر، به رغم زیبایی‌های خود، در حسرت طایری هستند که اصلاً بال و پر ندارد. او از معشوق خود می‌خواهد که اجازه ندهد عشق و اشتیاقش به او منجر به افراط شود و به یادآوری می‌کند که در عشق، نیازی به جدایی و وصال نیست. شاعر همچنین تأکید می‌کند که عشق در چهره هر عاشق نمود دارد و باید از خشم دیگران پرهیز کند، زیرا در پشت هر خشم، لطفی نهفته است. سرانجام، او به uniqueness شعر خود اشاره می‌کند و می‌گوید که این شیوه بیان، خاص زمان اوست.