شمارهٔ ۹۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه بیش از حد امکان التفات یار هست
رشک هم چندان که ممکن نیست با اغیار هست
زخم نوک خار رابا خود دهای بلبل قرار
کاندرین بستان گل بیخار را هم خار هست
اضطرابم دار معذور ای پری کانجا که تو
در ظهوری جنبش اندر صورت دیوار هست
صبرم آن مقدار میفرما که میخواهد دلت
گر زمان حسن میدانی که آن مقدار هست
چند بر ما عرض عشق عاشقان خود کنی
عشق اگر کم نیست ای گل حسن هم بسیار هست
گوش اهل عشق از نظم غزل بیبهره نیست
تا زبان محتشم را قوت گفتار هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی اشاره میکند و میگوید که اگرچه محبت یار فراوان است، اما حسادت و غم هم همیشه وجود دارد. او به بلبل میگوید که زخم خارها را تحمل کند، زیرا در گلستان هم خارهایی وجود دارد. شاعر از پری که در کنار اوست میخواهد که اضطرابش را درک کند و به او صبری بدهد. او به عشق و زیبایی اشاره میکند و میگوید که هرچند عشق زیاد است، گاهی ابراز آن سخت میشود. همچنین بر اهمیت بیان شاعری و قدرت کلمات اشاره میکند.