شمارهٔ ۱۰۶ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
رفته مهر از شکرت در شکرستان تو کیست
ما زدوریم مگس ران مگس خوان تو کیست
من ز سودای تو دیوانهٔ صحرا گردم
بندی سلسلهٔ زلف پریشان تو کیست
نغمهٔ سنج تیرت منم از یک سر تیر
سینه آماج کن ناوک پران تو کیست
من خود از زخم غمت میشکفانم گل داغ
به سر شک آبده خنجر مژگان تو کیست
دامن آلاست ز اشک من مجنون درو دشت
اشک پالای خود از گوشهٔ دامان تو کیست
محتشم را نده بزمت شده از نادانی
همدم انجمن آرای سخندان تو کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر در هر بیت به سوالاتی اشاره میکند که نشاندهنده جستجوی او برای درک و هویت معشوق است. او به طور نمادین از زیباییها و دردهای عشق میگوید و به ارتباط خود با معشوق اشاره میکند. در نهایت، این شعر تمجید از زیبایی و جذبه معشوق و تأثیرات عمیق او بر شاعر را نشان میدهد.