نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۵ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون تو سروی در جهان ای نازنین اندام نیست

صد هزاران سرو هست اما بدین اندام نیست

حله جفت نباشد لایق اندام تو

زان که در پیراهن حور این چنین اندام نیست

گر قبا ترکانه پوشیدن چنین است ای پسر

در قبا پوشیدن ترکان چنین اندام نیست

گرچه هست از نازک اندامان زمین رشک فلک

به ز اندام تو در روی زمین اندام نیست

در گلستانی که آن سرو میان باریک هست

سرو را در دیده باریک بین اندام نیست

قد اگر این است و اندام این و رعنائی تو راست

راستی در قد سرو راستین اندام نیست

محتشم نخلی کزو گلزار جانم تازه است

غیر ازین شیرین عذار یاسمین اندام نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر زیبایی و منحصر به فرد بودن یک شخص خاص را نسبت به دیگران توصیف می‌کند. او می‌گوید که با وجود وجود سروهای زیادی در دنیا، هیچ‌کدام به زیبایی و اندام او نمی‌رسند. شاعر با استفاده از تشبیهات و خیال‌پردازی، خاص بودن و جذابیت این شخص را در مقایسه با دیگران نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که زیبایی او بی‌نظیر است. همچنین به لطافت و ظرافت اندام او اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌یک از زیبایی‌های دیگران نمی‌تواند با او رقابت کند. در حقیقت، این شعر تجلی احساس عشق و تقدیر عمیق به زیبایی و ویژگی‌های خاص یک فرد است.