نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

درین کز دل بدی با من شکی نیست

که خوبان را زبان با دل یکی نیست

چو نی یک استخوانم نیست درتن

که بر وی از تو زخم ناوکی نیست

بهر دردم که خواهی مبتلا کن

که ایوب تو را صبر اندکی نیست

رموز نالهٔ بلبل که داند

درین گلشن که مرغ زیرکی نیست

دلم از دست طفلی ترک سر کرد

که بی‌آسیب تیغش تارکی نیست

نه از غالب حریفیهای حسن است

که یک عالم حریف کودکی نیست

در وارستگی در قلزم عشق

مجو کاین بحر مهلک را تکی نیست

اگر مرد رهی راه فنا پوی

که سالک را ازین به مسلکی نیست

مرنجان محتشم را کو سگ توست

سگی کاندر وفای او شکی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به این موضوع می‌پردازد که بین خوبی و زبان آنها تفاوت وجود دارد و دردهای دل را به سختی می‌توان بیان کرد. او خود را مانند نی، درگیری با مشکلات در دل دارد و از خدا می‌خواهد که به او قدرت تحمل بیشتری عطا کند. همچنین اشاره دارد که عواطف و احساسات در یک گلدان زیبا پنهان شده‌اند و بلبل‌ها نمی‌توانند راز این ناله‌ها را بگویند. شاعر در نهایت به عشق و وفا اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در این راه باید به عظمت و خطر عشق آگاه بود و از مشکلات و تجربیات ناگوار نرنجیده شود.