شمارهٔ ۱۴۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج
قد خلق از سجودت باد گاهی راست گاهی کج
ز بس حسرت که دارد بر تواضع کردن شیرین
کشد نقش مرا فرهاد گاهی راست گاهی کج
زند پر مرغ روحم چون شود از باد جولانش
اطاقه بر سر شمشاد گاهی راست گاهی کج
نزاکت بین که سروش میشود مانند شاخ گل
به نازک جنبشی از باد گاهی راست گاهی کج
بلا زه بر کمان بندد چو در رقص آن سهی بالا
کند رعنا روی بنیاد گاهی راست گاهی کج
کمان بر من کشید و دلنواز مدعی هم شد
که تیرش بر نشان افتاد گاهی راست گاهی کج
به فکر قد و زلفش محتشم دیوانه شد امشب
خیالش بس که رو میداد گاهی راست گاهی کج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ناپایداری زندگی و احساسات انسان میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند درختان که گاهی راست و گاهی کج میایستند، به تغییرات و نوسانات در وضعیت روحی و جسمی افراد اشاره میکند. همچنین، احساس حسرت و تواضع را در عشق و محبت به تصویر میکشد. با مقایسههایی از جمله پرندهای که در هوا جولان میزند و گلها که نازک و لطیف هستند، شاعر به ظرافت و آسیبپذیری روح انسان در برابر عشق و زیبایی اشاره میکند. در نهایت، با ابراز دیوانگی در عشق و تأثیر وجود محبوب بر روح و خیال خویش، ناپایداری احساسات و افکار را به تصویر میکشد.