شمارهٔ ۱۵۰ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
به زبان خرد این نکته صریح است صریح
که نظر جز به رخ خوب قبیح است قبیح
مدعای دل عشاق بتان میفهمند
به اشارات نهانی ز عبارات صریح
آن که این حسن در اجزای وجود تو نهاد
معنی خاص ادا کرد به الفاظ فصیح
بر دل ریش چه شیرین نمکی میپاشید
در حدیث نمکین جنبش آن لعل ملیح
ما هلاکیم و نصیب دگران آب حیات
ما خرابیم و طبیب دگرانست مسیح
این که دل دیده شکست از تو درستست درست
این که بیمار تو گردیده صحیح است صحیح
محتشم کز تو به یک پیک نظر گشته هلاک
چشم حسرت به رخت دوخته چون صید ذبیح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و زیبایی میپردازد و نکتهای را مطرح میکند که نگاه کردن به زیبایی و عشق حسرتبار است. شاعر میگوید که عاشقان با زبان غیرصریح و از روی اشارهها عشق خود را درک میکنند. او به زیبایی و حسن معشوق اشاره میکند و بر احساسات عمیق خود از عشق و درد جدایی تأکید مینماید. در نهایت، شاعر احساس میکند که در عشق خود هلاک شده و حسرتی عمیق نسبت به زیبایی معشوق دارد.