نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

غیر مگذار که در بزم تو آید گستاخ

گرم صحبت شود و با تو درآید گستاخ

در فریبنده سخنها چو دمد باد فسون

برقع از چهرهٔ شرم تو گشاید گستاخ

به نگاه تو چو از لطف بشارت یابد

به اشارت ز لبت بوسه رباید گستاخ

دست جرات چو گشاید ز خیالات غلط

دستیازی به خیال تو نماید گستاخ

آن که پنهان کندت سجده چو می با تو کشد

آید و رخ به کف پای تو ساید گستاخ

هست شایستهٔ فیض نظر پاک بتی

که نظر در رخش از بیم نشاید گستاخ

محتشم بلبل باغ تو شد اما نه چنان

که در اندیشهٔ گل نغمه سراید گستاخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به زیبایی و فریبندگی شخص محبوب اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که عشق و جذابیت او ممکن است باعث جسارت دیگران شود. او بیان می‌کند که در بزم و محفل محبوب، ممکن است افراد با شهامت و بی‌پروایی صحبت کنند و خواسته‌های خود را بدون ترس ابراز کنند. همچنین اشاره می‌شود که گاهی اوقات نگاهی به محبوب می‌تواند به احساساتی عمیق و جرات‌آور منجر شود، به‌طوری که دیگران ممکن است برای دست‌یابی به او جسارت کنند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق و زیبایی محبوب چنان است که افراد برای نزدیک شدن به او و ابراز ارادت، ممکن است از حد و مرزهای خود فراتر بروند.