شمارهٔ ۱۷۰ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارد
به رو بسیار میلرزم که باری بس گران دارد
من سر گشتهٔ بی دست و پا گرچه عنانش را
به میلش میکشم از یک طرف نازش عنان دارد
خدنگی کز شکاری کرده دشت عشق را خالی
هنوز از ناز ترک غمزهٔ او در کمان دارد
ندارد جز هوای برّ مجنون محمل لیلی
زمام ناقه محمل کش اما ساربان دارد
چه بودی گر نبودی پایبست تربیت چندین
سبک پرواز شاهینی که قصد مرغ جان دارد
تو هستی یوسف اما نیست یعقوب تو معصومی
که از آسیب گرگت زاری او در امان دارد
به کذبت تا نگردد جامهٔ معصومی آلوده
حذر کن خاصه از گرگی که سیمای شبان دارد
ز جام حسن حالا سر خوشی اما نمیدانی
که این رطل گران در پی خمار بیکران دارد
از آن آتش زبان دیگر چه داری محتشم در دل
مگر تا عاشق از وی سر دل اندر زبان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسان است. شاعر از سبک زندگی و احوالات عاشقانه خود میگوید و به سختیها و زیباییهای عشق اشاره میکند. او به رفتار نازک و حساس معشوق اشاره کرده و تنهایی و بیدستی خود را در برابر عشقش توصیف میکند. همچنین، به خطرات و چالشهایی که ممکن است در عشق پیش بیاید، مانند آسیبپذیری و وسوسهها، اشاره دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به این که عشق ممکن است انسان را تحت تأثیر قرار دهد، قلب و دل عاشق را در مقابل خطرات جهانی مستحکمتر میکند.