نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روز محشر که خدا پرسش ما خواهد کرد

دل جدا شکر تو و دیده جدا خواهد کرد

جان غم دیده که آمد به لب از هجرانت

تا کند عمر وفا با تو وفا خواهد کرد

غیر را میکشی امروز و حسد می‌کشدم

که ملاقات تو فردای جزا خواهد کرد

کرم ناساخته جا می‌کند اینها در بزم

سر چو از باده کند گرم چها خواهد کرد

کرده رسوای دو عالم لقبم چون نکند

که به حشرم دگر انگشت نما خواهد کرد

کرده صد کار به دشمن مرض هجر کنون

مانده یک کار همانا که خدا خواهد کرد

محتشم عاقبت آن شوخ وفا کیش ز رحم

صبر کن صبر که درد تو دوا خواهد کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره روز محشر و پاسخگویی انسان در برابر خداوند صحبت می‌کند. شاعر به احساسات خود از دوری معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در روز جزا، هر آنچه که انجام داده، برملا خواهد شد. او می‌گوید که در این دنیا حسد می‌ورزد و از اینکه از معشوق دور است، رنج می‌برد. با این حال، امیدوار است که در نهایت، محبت و وفای معشوق به او آرامش خواهد داد و صبر پیشه کند تا دردهایش درمان شود.