شمارهٔ ۱۹۷ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زخم او یکبارگی امروز بر جان میرسد
چاک جیب نیم چاک من به دامان میرسد
تیر پر کش کشتهٔ او کو که ریزم بر جگر
دوش مشکل میرسید امروز آسان میرسد
بود در تسخیر بیداری من دی با محال
آن محال امروز پنداری به امکان میرسد
گر کند آهنگ شوخی یکدم دیگر چو نی
نالههای نیم آهنگم به افغان میرسد
دوش چشم کافرش دستی چو بر دینم نیافت
چشم زخمی بی شک امروزم به ایمان میرسد
چشمم آرامیده دریائیست لیک از موج عشق
کار این دریا دم دیگر به طوفان میرسد
شرح تیزیهای مژگانش چه پرسی محتشم
حالت این نیشتر چون بر رگ جان میرسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات عمیق و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر به صورت نمادین از زخمها و تیرهای عشق صحبت میکند که امروز به جانش میرسد. او توصیف میکند که چگونه حالتهای عشق و اشتیاق در او تجلی مییابد و از دشواریهای دیروز به آسانی و امکان امروز تبدیل میشود. همچنین، بیان میکند که عشقش همچون دریایی آرام است اما هر آن ممکن است به طوفانی تبدیل شود. در نهایت، شاعر به زیبایی و تاثیر مژگان معشوق اشاره میکند که همچون نیشتر بر جانش تأثیر میگذارد.