شمارهٔ ۲ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
بعد هزار انتظار این فلک بیوفا
شهد وصالم چشاند، زهر فراق از قفا
وه که ز کین میکند هر شب و روزم سپهر
با تو به زحمت قرین و از تو به حسرت جدا
رفتی و میآورد جذبهٔ شوقت ز پی
خاک مرا عنقریب همره باد صبا
با تو بگویم که هجر با من بیدل چه کرد
روزیِ من گر شود وصل تو روز جزا
شد همهجا چون شبَه بیتو به چشمم سیه
چشم سیهرویِ من، دید تو را از کجا؟
از خرَدم تا ابد فکر تو بیگانه کرد
این دل دیوانه گشت با تو کجا آشنا
وه که ز همراهیَت محتشم افتاده شد
بستهٔ بندِ ستم ،خستهٔ زخم جفا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد جدایی و فراق میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او پس از مدتها انتظار، از تلخی جدایی و رنجی که از عدم و وصال معشوقش کشیده، حرف میزند. شاعر به تأثیرات منفی این جدایی بر زندگیاش اشاره میکند و احساس میکند روزها به زحمت میگذرانند. به طور کلی، این اشعار غم و اندوه ناشی از فاصله و دوری از محبوب را به تصویر میکشد.