نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در او پیدا

چو زیباپیکری از پای تا سر جان در او پیدا

صبا زان در چون آید دیده‌ام گوید چه بحر است این

که هر گه باد بنشیند شود طوفان در او پیدا

سیه‌ابریست چشمم در هوای هالهٔ خطش

علامت‌های پیدا گشتن باران در او پیدا

چو گیرم پیش رویش باشدم هر دیده دریایی

ز عکس چین زلفش موج بی‌پایان در او پیدا

تنی از استخوان و پوست دارم دل در او ظاهر

چو فانوسی که باشد آتش پنهان در او پیدا

پر از جدول نماید صفحهٔ آیینهٔ رویش

که دائم هست عکس آن صف مژگان در او پیدا

کف پایش که بوسد محتشم و ز خود رود هردم

ز جان آئینه‌ای دان صورت بیجان در او پیدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک معشوقه توصیف شده است. شاعر با استفاده از تصاویر مختلف و تشبیه‌های زیبا، به وصف چهره و حالات عشق خود می‌پردازد. او از اندیشه‌های عاشقانه‌اش و تأثیر عمیق معشوقه‌اش بر دل و جانش صحبت می‌کند. همچنین به تضاد احساسات و زیبایی‌های طبیعی اشاره می‌کند که در وجود معشوقه‌اش نمایان است. در کل، شعر به وجد و شگفتی ناشی از عشق و زیبایی می‌پردازد.