شمارهٔ ۲۳۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
کنج ویرانهٔ ما شاه نشین خواهد بود
زهره در مجلس ما سجده ز مه خواهد خواست
میر مجلس اگر آن زهره جبین خواهد بود
آتش از غیرت این خانه به خود خواهد زد
هر پری خانه که در روی زمین خواهد بود
ای که آگه نهای از آمدن آن بت مست
ساعتی باش که صحبت به ازین خواهد بود
پیش آن بت که سراپردهٔ جان منزل اوست
کمترین پیشکش ما دل و دین خواهد بود
از بهشتی صفتی غمکدهٔ ما امشب
با سراپردهٔ فردوس قرین خواهد بود
محتشم محفل ما امشب از آن غیرت حور
من برآنم که به از خلد برین خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار از زیبایی و جذابیت محبوب خود سخن میگوید و فضایی پر از عشق و عشقورزی را توصیف میکند. او به این موضوع اشاره میکند که اگر محبوب در کنار آنها باشد، محیط و ویرانهای که در آن هستند به مکانی باشکوه تبدیل خواهد شد. همچنین بیان میکند که محبوبی چون زهره در حضورشان سجده خواهد کرد و عشق و غیرت آنها آتش به پا خواهد کرد. شاعر میخواهد لحظاتی را که محبوب در کنارشان است، گرامی بدارد و دل و دین خود را به او تقدیم کند. او همچنین به شباهت محفل خود با بهشت اشاره میکند و ابراز میکند که این محفل از هر جایی بهتر است.