شمارهٔ ۲۵۷ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از بادهٔ لاله تو چو در ژاله میرود
خون قطره قطره در جگر لاله میرود
چشم تو هندوییست که پنداری از خطا
صد ترک تند خوش به دنباله میرود
از خشگ سال ناز جهان میشود خلاص
سال دگر که ماه تو در هاله میرود
زین بادهٔ دو ساله که میآورند باز
ناموس زهد زاهد صد ساله میرود
از شکر نی قلمم هردم از عراق
صد کاروان قند به بنگاله میرود
زیبا عروس جمله اندیشهام به کار
بیمشتری فریبی دلاله میرود
شب محتشم چو میکند آهنگ نوحه ساز
تا روز از زمین به فلک ناله میرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و زیباییها و دردهای ناشی از آن است. شاعر با تصویرسازیهای غنی و سمبولیک، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به بادهای اشاره دارد که از لالهها جاری است و نالههایی که در شب به گوش میرسد. همچنین از زیبایی چشمان معشوق صحبت میکند و به تأثیر آن بر دل شاعر اشاره دارد. در نهایت، او به وضعیت زهد و زندگی روزمره اشاره میکند و تضاد بین عشق و زهد را به تصویر میکشد. این شعر ترکیبی از تمهای عاشقانه، فلسفی و اندوهگین است.