شمارهٔ ۲۵۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
وگر تو مست شوی عالمی خراب شود
ز دیده گر ننهد سر به جیب سیل سرشگ
ز سوز آتش دل سینهام کباب شود
ز جیب پیرهنت هر صباح خیزد نور
چنان که دست و گریبان بفتاب شود
نکوست رشتهٔ زرین مهر و هالهٔ ماه
که این سگان تو را طوق و آن طناب شود
اگر به عارض خوی کرده از چمن گذری
سمن ز شرم عرق ریزد و گل آب شود
ز روی تست فروغ جهان مباد آن روز
که افتاب جمال تو در نقاب شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به جمال و تاثیرات آن بر اطرافیان میپردازد. او اشاره میکند که حتی اگر شرابخواری باعث خراب شدن جهانی شود، زیبایی و نیکی چهره معشوقش همیشه درخشان باقی میماند. همچنین، از حسرت و آتش دل خود سخن میگوید و به نورانی بودن پیرههن معشوق اشاره میکند. شاعر بر این باور است که زیبایی معشوقش از هر چیز دیگری ارزشمندتر است و حتی اگر روزی زیبایی او پنهان شود، دیگر زیبایی دنیا بیمعنا خواهد بود. به طور کلی، این شعر به محبت و زیبایی معشوق و تاثیرات آن بر روح و جان شاعر میپردازد.