شمارهٔ ۲۵۹ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
مدت هجر من و وصل رقیب آخر شود
بوده ذاتی هم که چون یابد مجال گفتگوی
یک حدیثی موجب آزار صد خاطر شود
ذرهای قدرت ندارد خصم و می آزاردم
وای گر مثل تو برآزار من قادر شود
هرچه از ما گفت در غیبت رقیب روسیه
خود بر او خواهد شدن اکنون اگر حاضر شود
نی حدیثی میکنی باور نه سوگندی قبول
جای آن دارد که از دستت کسی کافر شود
صد زبان گر با شدم چون بید گویم شکر تو
بند بندم کن خلاف آن اگر ظاهر شود
محتشم پیشش بافسون غیر جای خود گرفت
لیک کار من نخواهد کرد اگر ساحر شود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و عواطف انسانی است. شاعر بیان میکند که عشق و هجران میتواند انسان را آزرده کند و حتی گاهی یک کلام میتواند دل را بشکند. او به قدرت و توانایی رقیب اشاره میکند و میگوید که هرچند او در حال حاضر ضعیف است، اما اگر رقیب قویتر شود، ممکن است آزار بیشتری ببیند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که برخی از کلمات و قولها ممکن است در غیبت دیگران معنای متفاوتی پیدا کنند و در نتیجه انسان باید مراقب باشد که به چه کسی اعتماد کند. در کل، شعر به عمق احساسات و پیچیدگیهای روابط انسانی میپردازد.