نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۹ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید

زمین بر من زبان بهر مبارک باد بگشاید

به خاک از رشحهٔ خون نقش شیرین آید ولیلی

رگ فرهاد و مجنون را اگر فصاد بگشاید

خط پرویز را از عشق خود در وادی شیرین

که هر جا مشکلی در ره بود فرهاد بگشاید

زبان عجز بگشاید که ای شاه جفا پیشه

کز استیلا کمین بر صید و خود صیاد بگشاید

قضا پیش از محل تیر بلائی گر کند پرکش

نگهدارد که روزی بر من ناشاد بگشاید

در حرمان که دارد صبر دخلی در گشاد آن

کلیدش هست چون بر گشته بیداد بگشاید

گره از تار زلفش محتشم نتوان گشود اما

اگر توفیق باشد کور مادرزاد بگشاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دشواری‌ها و چالش‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از قضا و قدر سخن می‌گوید که گاهی بر انسان بیداد می‌کند و در این شرایط، زمین نیز به زبان می‌آید و سختی‌ها را تذکر می‌دهد. او به افرادی همچون فرهاد و مجنون اشاره می‌کند که به عشق گرفتارند و از ناپایداری‌های عشق و زندگی می‌نالد. شاعر از ناتوانی در مقابل جفا و ستم صحبت می‌کند و ابراز می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط، صبر می‌تواند کلید گشایش باشد. اشاره می‌کند که شاید موانع; مانند گره‌های زلف محبوب، سخت و غیرقابل‌حل به نظر برسند، اما در صورت وجود توفیق، ممکن است راه حلی برای آنها پیدا شود. به طور کلی، شعر بر تلاش و امید در مواجهه با سختی‌ها و مشکلات تأکید دارد.