شمارهٔ ۲۷۳ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
نفیر دادخواهان سر کشد سلطان برون آید
به عزم بزم خاصش گیرم آن دم دامن رعنا
که داد دادخواهان داده از ایوان برون آید
فلک هم در طلب سرگشته خواهد گشت تا دیگر
چنین ماهی ازین نیلوفری ایوان برون اید
خوش آن ساعت که از اطراف صحرا سر زند گردی
چو گرد از هم بپاشد محمل جانان برون آید
امان ده یکدم ای ماه مخالف حسبة لله
که طوفان خوردهای از ورطهٔ طوفان برون آید
غم جانم مخور ای همنشین اینک رسید آن کس
که آن شاه جهان از چشمهٔ حیوان برون آید
به مجلس محتشم را باز خندان میبرد آن گل
معاذالله اگر این بار هم گریان برون آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به موضوع انتظار و اشتیاق برای دیدار محبوب میپردازد. شاعر از لحظهای صحبت میکند که محبوب بهناگاه از پس غمها و مشکلات بیرون میآید و همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. او از فریاد دادخواهان یاد میکند و انتظار میکشد که محبوب، همچون ماهی زیبا، از بالا به زمین بیاید. شاعر به زیبایی و جاذبه آن لحظه اشاره میکند و آرزو دارد که در حضور محبوب، غمها و غصههای زندگی بهکلی فراموش شود. در نهایت، شاعر به شادی و سرور در مجلسی که محبوب در آن حضور دارد، اشاره میکند و امیدوار است که این بار به شادی و خنده منجر شود.