شمارهٔ ۲۷۵ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
ز شوق آن قد و رفتار جنبش در زمین آید
چو آید بعد ایامی برون خلقی فتد در خون
اگر ماهی سهیلآسا برون آید چنین آید
به صیت حسن اول دل برد آنگه نماید رو
چو صیادی که دام افکنده صیدی را ز زین آید
ز رفتارش تن و جان در بلا وین طرفه کز بالا
بر آن رفتار از جان آفرین صد آفرین آید
به عزم سیر بام از قصر میخواهم برون آئی
چو خورشید جهان آرا که بر چرخ برین آید
بتی گفتند خواهد گشت در آخر زمان پیدا
کزو صد چشم زخم دیگرت در کار دین آید
اگر این است آن بت محتشم با خود مقرر کن
کزو صد زخم بر دل از نگاه اولین آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق نازنین است که با حرکاتش و جلوهگریاش شوق و هیجان به وجود میآورد. زمانی که او با دلربایی خود به میدان میآید، همه چیز تحت تأثیر قرار میگیرد و به نوعی طوفانی از احساسات و کنشها به وجود میآید. همچنین به این نکته اشاره میشود که اگرچه زیبایی و جذابیت او میتواند گمراهکننده باشد، زیانهایی نیز به همراه دارد. شاعر در انتها به موضوعی اشاره میکند که ممکن است معشوق بهطور غیرمنتظرهای پدیدار شود و اثر عمیقی بر افراد بگذارد، بهطوری که چشمانش به دلها زخمهای بیشماری میزند. به این ترتیب، زیبایی او همزمان با شادی و خطرهای دلباختن به او نمایان میشود.