نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۷ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ

خصمانه حرفهای تو هم تلخ و هم لذیذ

رد جام عشوه ریخته میها به زهر چشم

چشم غضب نمای تو هم تلخ و هم لذیذ

صلح و حیات و مرگ بهم داده‌ای که هست

وقت غضب ادای تو هم تلخ و هم لذیذ

دی زهر و انگبین بهم آمیختی که بود

دشنام جان فزای تو هم تلخ و هم لذیذ

ای دل ز خشم و صلح به آن لب سپرده یار

صد شربت از برای تو هم تلخ و هم لذیذ

امشب دهنده می و نقلی که صد اداست

با لعل دلگشای تو هم تلخ و هم لذیذ

در عشق کس نداد شرابی به محتشم

از ماسوا سوای تو هم تلخ و هم لذیذ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تضادهای عشق و عواطف انسانی اشاره دارد. شاعر به تلخی و لذت توأمان احساسات اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی سخنان و نگاه معشوق نیز دارای دو جنبه هستند: تلخ و لذیذ. او با تصویرسازی‌های زیبایی از می و عشق، به دشواری‌های عشق و پیچیدگی‌های آن اشاره می‌کند. در نهایت، احساسات عاشقانه به گونه‌ای است که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود و همه چیز در این عشق هم تلخ و هم لذیذ به نظر می‌رسد.