نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۹ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر مه روی تو خط مشگ بار

ساخته روزم چو شب از غصه تار

در چمن از عشق تو گل سینه چاک

بر فلک از مهر تو مه داغدار

غمزهٔ غماز تو سحر آفرین

آهوی صیاد تو مردم شکار

لاله و گل از رخ تو منفعل

سنبل و ریحان ز خطت شرمسار

دل منه ای خواجه بر اسباب دهر

کام خود از شاهد و ساقی برآر

آرزوی دیدن جان گر کنی

دیدهٔ دل بر رخ دلدار دار

تا بکی ای سرو قد لاله رخ

محتشم از داغ تو باشد فکار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و تأثیرات عمیق آن بر دل و زندگی شاعر می‌پردازد. شاعر با ابراز احساسات خود از زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از غم و اندوه ناشی از دوری او رنج می‌برد. او به توصیف ملکوتی چهره محبوب و تاثیر آن بر طبیعت و گل‌ها می‌پردازد و از غمزه‌های دلربای او یاد می‌کند که مانند سحر، دل‌ها را تسخیر می‌کند. شاعر آرزو دارد که دوباره محبوبش را ببیند و از او طلب آرامش و شادابی می‌کند. در نهایت، او به اندوه و دوری مبتلاست و از اینکه این احساسات به او فشار می‌آورد، سخن می‌گوید.