شمارهٔ ۳۰۵ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز
مستعد مستیم کارم به یک پیمانه ساز
چون ز من بندند راه آشنائیهای تو
هرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز
شور طفلان را اگر خوش داری آن رخ را دمی
کار فرمای جنون عاشق دیوانه ساز
تا به خاک راهت افتد صورت از دیوار و در
آن خرامش را زمانی صرف صورت خانه ساز
تا روم آسان به خواب مرگ در بالین من
چشم افسون ساز را گوینده افسانه ساز
در وداع آخرین عیش کرد ای جغد غم
آشیان یک بار بر دیوار این ویرانه ساز
محتشم خواهی اگر یکتائی اندر حکم خویش
خاتم دل را نگین زان گوهر یک دانه ساز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف عمیق و عاشقانه شاعر اشاره دارد. شاعر از نگاه معشوق به عنوان عاملی تاثیرگذار در مستی و دیوانگی خویش یاد میکند و خواهان این است که غیر از نگاه بیگانه، چیزی از او نخواهد. او به شور و شادی کودکانهاش اشاره کرده و از معشوق میخواهد که این جنون را هدایت کند. در نهایت، شاعر به یادداشتهای خاطرات و وداعهای اندوهبار اشاره میکند و تاکید میکند که اگر بخواهد تنها باشد، باید دلش را با گوهر یکتای محبت پر کند. در کل، شعر حاوی نگاهی عاطفی و عمیق به عشق و فقدان است.