شمارهٔ ۳۵۰ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آخر ای سنگدل از کشتن ما چیست غرض
غیر اگر بی غرضی نیست تو را چیست غرض
تو جفا پیشه چو یاری ده اهل غرضی
پس ازین یاری و اظهار وفا چیست غرض
باز در نرد محبت غلطی باختهای
ای غلط باز ازین مغلطها چیست غرض
گر به خوبان دگر پیش تو هم از پی غیر
گنهی نیست ز تهدید جزا چیست غرض
غیر را دوش چو راندی به غضب باز امروز
زین نهان خواندن اندیشه فزا چیست غرض
جوهر حسن بود حسن وفا حیرانم
که نکویان جهان را ز جفا چیست غرض
محتشم داشت فغان و تو در آزار او را
شاه را ورنه ز آزار گدا چیست غرض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع درد و رنجی که از جفا و بیمهری دیگران متحمل میشود، میپردازد و از سنگدلی و غرضورزی طرف مقابل گلایه میکند. او میپرسد که غرض و هدف این آزار چیست و به طور خاص به رابطههای محبتآمیز و ناپایداری آنها اشاره میکند. شاعر به این فکر میکند که اگر محبت واقعی وجود داشته باشد، چرا باید در آن دردی باشد و در نهایت به این نتیجه میرسد که حسن و وفا در میان نیکان کجاست و چرا از جفا بیبهرهاند. در انتها، به نشاندهی بیمهری و آزار در جامعه نیز اشاره میشود.