نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۱ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرض

ذکرت بر اهل صومعه و سومنات فرض

گر سجدهٔ بشر ملک از یک جهت نمود

آمد سجود تو ز جمیع جهات فرض

ای در درون صد شکر ستان برون فرست

چیزی که هست در همهٔ گیتی زکات فرض

ای دل ز جامروز جفایش که در وفاست

ورزیدن تحمل و حلم و ثبات فرض

در وی مبین دلیر که ارباب عقل را

ضیط دل است لازم و حفظ حیات فرض

ای شیخ شکر کن تو کزین قد فارغی

شکر فراغتست بر اهل نجات فرض

بر محتشم که هست به یاد تو روز و شب

بی‌خورد و خواب نیست چو صوم و صلات فرض

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ستایش و عبودیت خداوند و اهمیت یاد و طاعت او در زندگی اشاره دارد. شاعر می‌گوید طاعت و ذکر الهی بر همه موجودات فرض است و سجده هر موجودی باید به سوی او باشد. او از دل می‌خواهد تا شاکر خداوند باشد و در برابر مشکلات صبر و استقامت نشان دهد. همچنین بر اهمیت عقل و حفاظت از حیات تأکید می‌شود. در نهایت، از شیخ خواسته می‌شود که برای آزادی و نجات خود شکرگزاری کند و بر یاد خداوند در تمام اوقات تأکید می‌شود.