نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۴ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط

رفتن از ره به زبان تو غلط بود غلط

از تو هر جور که شد ظاهر و کردم من زار

حمل بر لطف نهان تو غلط بود غلط

من بی‌نام و نشان را به سر کوی وفا

هرکه می‌داد نشان تو غلط بود غلط

با خود از بهر تسلی شب یلدای فراق

هرچه گفتم ز زبان تو غلط بود غلط

تا ز چشم تو فتادم به نظر بازی من

هر کجا رفت گمان تو غلط بود غلط

در وفای خود و بدعهدی من گرچه رقیب

خورد سوگند به جان تو غلط بود غلط

محتشم در طلبش آن همه شب زنده که داشت

چشم سیاره فشان تو غلط بود غلط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد اشتباهاتی است که در درک و پیروی از حرف‌ها و رفتارهای معشوق رخ داده است. گوینده از خود می‌پرسد که آیا گوش دادن به سخنان معشوق و تفسیر آنها درست بوده یا نه. او به خطاهایی که در مورد وفا، نشان و رفتار معشوق داشته، اعتراف می‌کند و می‌گوید که حتی امیدهایش نیز مبتنی بر برداشت‌های نادرست از او بوده‌اند. این شعر به نوعی از حسرت و درد فراق سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه اشتباهات در برداشت، می‌توانند منجر به ناامیدی و دلشکستگی شوند.