شمارهٔ ۳۵۵ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
تکیه برعهد و وفای تو غلط بود غلط
پیش ابروی کجت سجده خطا بود خطا
سر نهادن به رضای تو غلط بود غلط
با تو شطرنج هوس چیدن و بودن ز غرور
ایمن از مغلطه های تو غلط بود غلط
درد بر درد خود افزودن و صابر بودن
به تمنای دوای تو غلط بود غلط
چون به ناشادیم ای شوخ بلا بودی شاد
شاد بودن به بلای تو غلط بود غلط
بود چون رای تو آزار من از بهر رقیب
دیدن آزار برای تو غلط بود غلط
محتشم حسرت پابوس تو چون برد به خاک
جانفشانیش به پای تو غلط بود غلط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به بیان احساسات و ناکامیهای خود در رابطه با معشوق میپردازد. او از صبر کردن در برابر بیمهریها و نابهمردیهای معشوق گلایه میکند و به اشتباهاتش در این مسیر اعتراف میکند. شاعر متوجه میشود که تکیه بر وعدههای معشوق، سجده پیش ابروهای کج او و صبر کردن برای بهبود دردها، همگی نادرست بودهاند. او به اصطلاح در شطرنج عشق بازی کردن و انتظار شادی از دردها و بلای معشوق را غلط میداند. در نهایت، به حسرت و درد ناشی از آزارهای معشوق اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که تمام این احساسات و رفتارها اشتباه بوده است.