شمارهٔ ۳۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ای گوهر نام تو تاج سر دیوانها
ذکر تو به صد عنوان آرایش عنوانها
در ورطهٔ کفر افتد انس و ملک ار نبود
از حفظ تو تعویذی در گردن ایمانها
ای کعبهٔ مشتاقان دریاب که بر ناید
مقصود من گم ره از طی بیابانها
جان رخش طرب تازد چون ولوله اندازد
غارتگر عشق تو رد قافلهٔ جانها
شد در ره او جسمم با آن که ز خوبان بود
این کشتی بیلنگر پروردهٔ طوفانها
آن ابر کرم کز فیض مشتاق خطاشوییست
حاشا که بود در هم ز آلایش دامانها
چون محتشم از دردش میکاهم و میخواهم
رنجوری خود در خود مهجوری درمانها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به زیبایی و عظمت محبوب و معشوق اشاره دارد. شاعر از نام محبوب به عنوان تاجی برای دیوانگان نام میبرد و تأکید میکند که ذکر او باعث زیباتر شدن هر عنوانی است. او در بیان عشق و شیدایی خود، به حالت ناتوانی و کفر انسانها و موجودات دیگر در برابر عشق اشاره میکند و به نقش ایمان در این میان میپردازد. همچنین، علاقهاش به محبوب را با تشبیههایی توصیف میکند که نشاندهنده شور و حال زیاد اوست. شاعر به تضاد بین جسم و روح اشاره کرده و از سختیها و دردهای عشق میگوید که بر او میگذرد. در نهایت، او از رنج خود صحبت میکند و به دنبال راهی برای درمان این مهجوری و درد است.