نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل

پیش تو جان به پیشکش آرم چه جای دل

بهر گذار کردنت از غرفه‌های چشم

درها گشاده بر حرم کبریای دل

بنای صنع بهر تو نامهربان نهاد

از آب و خاک مهر و محبت بنای دل

تا شد نگارخانهٔ چشمم تهی ز غیر

پیدا شد از برای تو جائی ورای دل

بنشین به عیش و ناز که از نازنین بتان

مخصوص توست خانه نزهت فزای دل

از بهر ذکر خلوتیان کرده محتشم

وصف تو را کتابه خلوت سرای دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مهمان‌نوازی و محبت به مخاطب اشاره می‌کند. او از دل به عنوان مهمان‌سرا یاد می‌کند و می‌گوید که جانش را برای خوشنودی او تقدیم می‌کند. شاعر از چشم به عنوان نگاهی به سوی معشوق یاد می‌کند و می‌گوید که برای او در دلش جایی خاص ساخته است. این فضا به گونه‌ای طراحی شده که تنها برای او و به خاطر عشق به اوست. در نهایت، شاعر از وصف معشوق و تقدس او در دل و ذهن خود سخن می‌گوید. این شعر بیانگر عشق و ارادت عمیق شاعر به محبوبش است.