شمارهٔ ۳۸۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
رشحهای بر دوزخ آسایان هجران کن سبیل
گر به جای آتش نمرود بودی یک شرار
ز آتش هجران خلل میکرد در کار خلیل
آب رود نیل را از دست ناید رفع آن
عشق یوسف بر زلیخا چون کشید انگشت نیل
کام بخشی عالمی را لیک غیر از عاشقان
حاتم وقتی ولی نسبت به خیل خود بخیل
ای به قتل عاشقان خوشوقت چونوقتست آن
کافتد اندر دشت محشر چشم قاتل بر قتیل
محتشم پرواز مرغ قدرت او گرد او
نیست ممکن گر برو بندند بال جبرئیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع عشق و هجران پرداخته و با استفاده از تصاویر نمادین و تاریخی، عمق احساسات عاشقانه و تاثیر هجران را توصیف میکند. اشاره به شخصیتهای تاریخی مانند خضر و نمرود و مقایسه عشق زلیخا به یوسف با آب نیل، نشاندهنده تواجد ابدی عشق در زندگی انسانهاست. همچنین شاعر به زندگی و مرگ عاشقان و تاثیرات آنها بر یکدیگر اشاره میکند و در نهایت به قدرت و عظمت عشق اشاره میکند که فراتر از هر محدودیتی است.