شمارهٔ ۴۰ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
عجب گیرنده راهی بود در عاشق رباییها
نگاه آشنای یار پیش از آشناییها
ز حالت بر سر تیر اجل در رقص میرد
دل نخجیر را هر نغمه زان ناوکساییها
نیاری پای کم ای دل که خواهد کرد ناز او
به جنس پربهای خود خریدارآزماییها
به جایی میرسد شخص هوس در ملک خود کامان
که آنجا زا وفا به مینماید بیوفاییها
در و دیوار معبدهاست از حرف ظهور او
که خواهد شد به رسوایی بدل آن نارساییها
به این صورت که زادت مادر ایام دانستم
که در عهد تو خواهد داد داد فتنهزاییها
چو دادی محتشم وی را به خود راهی چه سودا کنون
ز دست تندخوییهاش این انگشتخاییها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عشق و هوس میپردازد. شاعر با استفاده از تصاويری چون "گیرنده راهی" و "نگاه آشنای یار" به جذابیت و تأثیر عشق اشاره میکند. او به رقص و حالت دل در برابر تیر اجل میپردازد و به مشکلات و چالشها در روابط عاشقانه اشاره میکند. همچنین، از بیوفاییها و فتنههایی که ممکن است در عشق پیش بیاید، صحبت میکند. شاعر به یادآوری میپردازد که در نهایت، در این دنیای عاشقانه، آدمی به خودشناسی رسیده و در هر حالتی باید مراقب دل و احساساتش باشد.