نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای زیر مشق سر خط حسن تو افتاب

در مشق با کشیدن زلف تو مشگ ناب

بس نقش خامه زیر و زبر گشت تا از آن

نقشی چنین ز دقت صانع شد انتخاب

عکست که ای کرده در آب ای محیط حسن

می‌بیندت مگر که دل و دارد اضطراب

در عالمی که رتبهٔ حسن از یگانگیست

نه آینه است عکس پذیر از رخت نه آب

هیهات ما و عزم وصال محال تو

کان کار وهم و فعل خیالست و شغل خواب

تا شهسوار صبر سبکتر کند عنان

با ناز خویش گو که گران تر کند رکاب

از من نهفته مانده به بزم از حجاب عشق

روئی که آن نهفته نمی‌گردد از نقاب

امروز ساقیا شده زاهد حجاب بزم

برخیز و می بیار که برخیزد این حجاب

بیتی شنو ز محتشم ای بت که بهتراست

یک بیت عاشقانه ز بیتی پر از کتاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عاشقانه بودن معشوق می‌پردازد و احساسات عمیق شاعر را نسبت به او بیان می‌کند. شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های زیبا و توصیفاتی خاص، به ستایش معشوق خود می‌پردازد و خود را در لحظات وصال و عشق به تصویر می‌کشد. او به تضاد میان حقیقت و خیال اشاره می‌کند و از دشواری دستیابی به وصال معشوق می‌گوید. همچنین، تا کمال زیبایی معشوق را به تصویر بکشد، از مفاهیم هنری و دقت صانع استفاده می‌کند. در نهایت، شاعر از زاهد و ساقی می‌خواهد که حجاب عشق را بردارد تا بتواند از زیبایی معشوق بهره‌مند شود و به سرودن شعر عاشقانه ادامه دهد.