شمارهٔ ۴۰۳ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به بزمش دوش رنگآمیزی بسیار میکردم
که میگفت از می و مستی و من انکار میکردم
گنهکارانه ماندم سر به پیش غمزهاش آن دم
که ذکر عشق میکرد و من استغفار میکردم
نمیدیدم به سویش تا نمیشد مدعی غافل
به او عشق نهان خود چنین اظهار میکردم
به چشم رمز گو میکرد سحر اندر جواب من
به ایماعرض شوقی چون به آن پرکار میکردم
چو او میدید سوی من به سوی غیر میدیدم
حذر کردن ازو خاطر نشان یار میکردم
به نام دیگری در عشق میگفتم حدیث خود
حریف نکته دان را واقف اسرار میکردم
شد امشب محتشم یار از نظر بازی من راضی
که سویش دیده بعد از دیدن اغیار میکردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف رابطهای عاشقانه و پر از تردید میپردازد. او در گذشته تلاش میکرد تا احساسات عاشقانهاش را انکار کند و از می و مستی دوری کند، اما در نهایت در برابر جذابیت محبوبش تسلیم میشود. شاعر به عشق نهان خود اعتراف میکند و با وجود اینکه به محبوب خود عشق میورزد، به نوعی خود را مخفی نگه میدارد. او با استفاده از ایما و اشاره شوق خود را به محبوب میفهماند و درحالیکه مدعیان دیگر را میبیند، باز هم به عشق خود پایبند است. در نهایت، شاعر ابراز خوشحالی میکند که محبوبش از بازیهای او راضی شده و به او توجه کرده است.