نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۵ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم

آهوی چشم سیه مستان تو را قربان چشم

دردمند از درد چشمت چشم بیماران ولی

درد برچیدن ز چشمت جمله را درمان چشم

خورد تا چشم تو چشم ای نرگس باران اشگ

شوخ چشمان را براند نرگس از بستان چشم

تا دهد چشمم برای صحت چشمت زکوة

نور چشم من پر از در کرده‌ام دامان چشم

چشم بر چشم من سرگشته افکن تا تو را

بهر دفع چشم بد گردم بلاگردان چشم

چشم بر چشم از رقیب محتشم‌پوشان که هست

چشم بر چشم رقیب انداختن نقصان چشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت چشم‌هاست و احساسات عمیق ناشی از آن را بیان می‌کند. شاعر از چشم‌هایی که پر از درد و اشک هستند سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که زیبایی و جذابیت چشم‌ها می‌تواند تأثیرات عمیق عاطفی بر دیگران بگذارد. در عین حال، شاعر از آسیب‌ها و خطراتی که ممکن است از رقیبان به وجود آید، هشدار می‌دهد و به نوعی عشق و معشوقه‌ی خود را در میان این احساسات و تلاش‌ها برای حفظ زیبایی و سلامتی بیان می‌کند. به طور کلی، این شعر به بررسی عشق، زیبایی و چالش‌های ناشی از آن می‌پردازد.