نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد

از گرد رهگذار تو کحلی برای چشم

گر در وثاق خاک نشینان قدم نهی

سازند خاک پای تو را توتیای چشم

بیرون مرو ز منزل مردم نشین خویش

ای منزل تو منظر نزهت سرای چشم

از مردمی اگر به حجاب ای مراد دل

پیدا کنم برای تو جائی ورای چشم

از چشم آفتاب برآید گر افکنی

پرتو به خانه دلم از غرفه‌های چشم

ناید فرو سرم به فلک گر تو سرفراز

آئی فرو به بارگه دل گشای چشم

بر محتشم گذار فکن کز برای توست

گوهر فشانی مژه‌اش در سرای چشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عواطف و احساسات عاشقانه پرداخته است. شاعر از انتظار و شوق دیدار معشوق سخن می‌گوید و به تصویری شاعرانه از زیبایی‌ها و جلوه‌های چشم اشاره می‌کند. او به تصویر کردن دنیای معنوی و زیبایی‌هایی که حضور معشوق در زندگی‌اش به وجود می‌آورد، می‌پردازد. شاعر به عشق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره می‌کند و از عشق به عنوان نمادی از نور و روشنایی یاد می‌کند که می‌تواند دل را سرشار از شگفتی کند. در نهایت، احساسات عمیق و زیبا از طریق تصاویری چون کلبه، چشم‌ها و نور به تصویر کشیده می‌شود.