نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۰ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به دشمن یارئی در قتل خود از یار می‌فهمم

اشارتها که هست از هر طرف در کار می‌فهمم

ازین بی‌وقت مجلس بر شکستن در هلاک خود

نهانی اتفاق یار با اغیار می‌فهمم

چو پرکارانه طرح قتل من افکنده آن بدخو

که آثار غضب در چهره‌اش دشوار می‌فهمم

به می‌خوردن مگر هر دم ز مجلس می‌رود بیرون

که پی پرکاری امشب در آن رفتار می‌فهمم

چو نرگس بس که امشب یار استغنار کند با من

سرش گرمست از پیچیدن دستار می‌فهمم

به نامحرم نسیمی دارد آن گل صحبت پنهان

من این صورت ز رنگ آن گل رخسار می‌فهمم

ز عشق تازه باشد محتشم دیوان نگارنده

چو مضمونها که من زان کلک مضمون بار می‌فهمم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس خطر و دسیسه‌هایی که علیه او در حال انجام است اشاره می‌کند. او متوجه نشانه‌ها و رفتارهای اطرافیانش می‌شود و می‌فهمد که یار او با دیگران در حال نقشه‌کشی برای قتل اوست. از روی تغییر رفتارها و چهره‌ها، به توطئه پی می‌برد و می‌فهمد که یارش به خاطر دسیسه‌هایی که در حال انجام است، مشغول است. همچنین به می‌نوشی و آداب مهمانی‌ها اشاره می‌کند و در نهایت از عشق و زیبایی‌های موجود در این رابطه سخن می‌گوید. شاعر به وضوح از احساسات درونی‌اش و چالش‌هایش در این رابطه پرده برمی‌دارد.