نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۵ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم

فرداست که سر حلقه ارباب جنونم

بار دلم از کوه فزونست عجب نیست

گر خم شود از بار چنین قد چو نونم

تا بندهٔ مه خود شدم ایام

از قید دگر سیمبران کرد برونم

چشمت به خدنگِ مژه‌ کارِ دلِ من ساخت

نگذاشت که تیغت شود آلوده به خونم

صد شکر که چون لاله به داغ کهن دل

آراسته در عشق تو بیرون و درونم

من محتشم شاعر و شیرین‌سخن اما

لال است زبانم که به چنگ تو زبونم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساسات عمیق و جنون‌آمیز خود را بیان می‌کند. او خود را به عنوان یک حلقه در مشق جنون معرفی می‌کند و از سنگینی بار دلش می‌گوید که همچون کوه سنگین است. عشق او، او را مستقل کرده و از قید دیگران رها کرده است. چشمان معشوقش به دل او آسیب زده و او را در عشق به نوعی در درون و بیرون آراسته کرده است. در نهایت، با وجود اشعار زیبا و مهارتش در شعر، احساس بی‌زبانی و ناتوانی در بیان عشقش به معشوق را ابراز می‌کند.