شمارهٔ ۴۶۶ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شد پرده درم سوز درون از تو چه پنهان
افتاده دل از پرده برون از تو چه پنهان
هرچند چو فانوس به دل پرده کشیدم
پوشیده نشد سوز درون از تو چه پنهان
تا مهر گیاه خط سبزت شده پیدا
مهر دل من گشته فزون از تو چه پنهان
سرگرمیم از عشق تو بر عاقل و جاهل
روشن شده از داغ جنون از تو چه پنهان
دل کرد بسی کوشش و ننهفت ز مردم
افسانهٔ عشقم به فسون از تو چه پنهان
تا کرده رقیب آرزوی بادهٔ لعلت
هستیم بهم در پی خون از تو چه پنهان
رازی که دل محتشم از خلق نهان داشت
بر جمله عیان گشت کنون از تو چه پنهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و اشتیاق عمیق شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از سوز درون و احساسات پنهانی خود صحبت میکند که هیچ چیزی نمیتواند آنها را مخفی کند. او میگوید که عشقش به معشوق نه تنها بر دل خود، بلکه بر دیگران نیز اثر گذاشته و رازهایش به وضوح در حال نمایان شدن است. در نهایت، عواطف و آرزوهایش نسبت به معشوق و تأثیراتی که عشق بر زندگیاش گذاشته را بیان میکند. خلاصه اینکه: هیچ چیز نمیتواند احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش را پنهان نگه دارد.