شمارهٔ ۴۶۸ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شغل دهقان چیست ز آب و گل نهال انگیختن
صنع یزدان نخل با این اعتدال انگیختن
بهترین وجهی است در یکتائی دهقان صنع
آن دو شهلا نرگس از باغ جمال انگیختن
این چه اندامست و موجانگیزی از آب زلال
موج ازین بهتر محال است از زلال انگیختن
گر نباشد دست قدرت در میان حسن تو را
کی توان از سیم ناب این خط و خال انگیختن
خود قصب پوشی و صد سرو مرصع پوش را
میتوان در بزمت از صف نعال انگیختن
چند بهر یک عطا کانهم نیاید در وجود
سایلی بتواند اسباب سئوال انگیختن
نیست در اندیشهٔ اکسیر وصل او مرا
حاصلی غیر از خیالات محال انگیختن
دادن از عشق خود اکنون مژده آزادیم
هست بهر مرغ بریان پر و بال انگیختن
نیست پر آسان به دعوی محتشم با طبع تو
توسن معنی ز میدان خیال انگیختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شغل دهقان، کشت و کار و پرورش نهال است. او با دقت و هنر خود، به شکوفایی درختان و محصولات طبیعی میپردازد. این کار نشانهای از قدرت و زیبایی خداوند است و باعث رشد و زیبایی باغها میشود. در این شعر، به زیبایی و ظرافت موجودات طبیعی و تأثیر عشق و تمایل به زیبایی اشاره میشود. همچنین به چالشهایی که بر سر راه عشق و دستیابی به آرزوها وجود دارد، پرداخته میشود. به طور کلی، شاعر تلاش دارد تا زیباییهای طبیعی و انسانی را در کنار هم نشان دهد و در نهایت به آزادی و پرواز فکر و خیال اشاره میکند.