شمارهٔ ۴۶۷ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن
کمترین بازی سوار از پشت زین انداختن
غمزهات شغل آن قدر دارد که در صید افکنی
میتواند کم به بسمل ساختن پرداختن
هرکه را زخمی زدی سر در قفای او منه
صید ناوک خورده را در پی چه لازم تاختن
کام جویان را مده در بزم جای ماه که هست
نقد عصمت باختن عشق از هوس نشناختن
ظلم بیداد است اما آتشی بیدود نیست
بیکسان را سوختن با ناکسان در ساختن
مهر ورزان راست وجه آزمون از روی زرد
نقد جان در بوته غم بردن و به گداختن
محتشم میآورد بر لشگر عزت شکست
پیش خوبان دم به دم رایت ز آه افراختن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف نگاه معشوق و تأثیر آن بر دل و جان میپردازد. شاعر به کنایه میگوید که نگاه معشوق مانند آهوان است و با غمزۀ خود میتواند جانها را صید کند. او هشدار میدهد که کسی که در عشق زخمی میشود، نباید بیهوده دنبال کسانی باشد که آسیب دیدهاند. در بزم عشق، از هوس دوری گزین و عصمت را حفظ کن، زیرا در آتش عشق، اگرچه ظلمی وجود دارد، اما این آتش بیدود نیست و میتواند جانهای بیپناه را بسوزاند. شاعر تأکید میکند که مهرورزی واقعی نشانهای از آزمون است و در نهایت، با وجود همهی شکستها و مصائب، باید عزت را حفظ کرد و به عشق ادامه داد.