شمارهٔ ۴۸۱ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با من
که خواهد بیش گردد کینهٔ اغیار من با من
به این بخت زبون و طالع پستی که من دارم
عجب گر سر در آرد سرو گل رخسار من با من
نمیدانم چه میگوید ز بدگویان که میگوید
به این تلخی سخن شوخ شکر گفتار من با من
مرا کز رنجش اغیار دایم دل گران گشتی
چسان بینم که باشد سر گران دلدار من با من
دل زارم چو برد آن شوخ و شد بیگانه دانستم
که میکرد آشنائی از پی آزار من با من
ز کید خصم پیش یار من مقدار من کم شد
نمیدانم چه دارد خصم بیمقدار من با من
به کویش محتشم چون ره برم شبهای تنهائی
اگر همره نباشد آه آتشبار من با من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات غم و اندوه شاعر نسبت به روابطش با معشوق و رقبایش است. شاعر به رقابتهای موجود اشاره میکند و از کینههایی که ممکن است دیگران نسبت به او داشته باشند، نگران است. او بارها به سختی و بدبختیهایی که در زندگیاش دارد، اشاره میکند و از طالع نحس خود شکایت میکند. همچنین، شاعر از تلخی سخنان دیگران و بیوفاییها میگوید و بیان میکند که قلبش از درد جدایی و مشکلاتی که معشوق به وجود آورده، شکستخورده است. در پایان، شاعر نسبت به تنهایی در شبهایی که بدون محبوبش میگذرانده، ابراز احساس افسردگی میکند.