نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۱ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من

ازو بیگانه بادا هرکه باشد آشنای من

ز رغم من به نوعی مدعی را کام می‌بخشی

که می‌خواهد باخلاص از خدای من بقای من

بکش گر درخور بخشش نیم تا کی روا داری

به بدخواه از پی درخواه جز می التجای من

چو فرمائی که خاصانت به بزم آرند یاران را

به حاجب هم به جنبان گوشهٔ چشمی برای من

ز قرب یار ننهادم ز جای خود قدم بالا

چها در سر گرفتی غیر اگر بودی به جای من

به تشریف غلامی گر بلند آوازه‌ام سازی

زند بر بام چرخ ایام کوس کبریای من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از نسبت خود با خدا و بیگانگان سخن می‌گوید. او می‌خواهد که نامش توسط دیگران نشنود و از افرادی که با خداوند دشمن هستند، دوری می‌کند. شاعر به نحوی از مدعیان می‌گوید که در تلاشند تا به نام او پیشرفت کنند، در حالی که او تلاش می‌کند از رضایت خداوند بهره‌مند شود. او از خدا می‌خواهد که به او بخشش بدهد و در عین حال تأکید می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند جایگاه او را بین یارانش تغییر دهد. همچنین، او اعلام می‌کند که در مقام غلامی، اگر آوازه‌اش بلند شود، این موضوع به خاطر بزرگی خداوند و مقام او در زندگی‌اش است.