نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این

زاری ببین خواری مکن با بردباران بیش از این

کردم نگاهی آرزو و آن هم نکردی از جفا

دارند چشم ای بی‌وفا یاران ز یاران بیش از این

دل کرده ساز ای نوش لب در وعده قانونی عجب

گرمی مکش آتش مزن در خامکاران بیش از این

بر گرد زنگی گشت جان ز آب دم تیغت ولی

زان ابرِ تر می‌داشت دل امید باران بیش از این

ای از ازل بر آتشست ساکن سپند جان ما

تسکین مجو تمکین مخواه از بی‌قراران بیش از این

تازان به جولانگه درا کز ناز بر اهل وفا

توسن نتازند از جفا رعنا سواران بیش از این

هر دم به بزم ای محتشم ساقی کشانت می‌کشد

باشند در قید ورع پرهزگاران بیش از این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر در مورد عشق و وفاداری می‌پردازد. شاعر از دل‌تنگی و رنجی که از جفا و بی‌وفایی معشوق می‌کشد، سخن می‌گوید و از او خواسته می‌شود که بیش از این بر خاطر دوستان و یاران آسیب نرساند. همچنین به لحظات شیرین و دل‌نشین عشق اشاره می‌شود و شاعر با توصیف آتش عشق و آلام درونی، حسرت‌هایی را بیان می‌کند که نشان از نیاز به آرامش و تسکین دارد. در نهایت، شاعر به زندگی خوش و جمع‌های دوستانه اشاره می‌کند و از آنها می‌خواهد که در راستای ایمان و پرهیزگاری بیشتر تلاش کنند.