شمارهٔ ۵۰۳ محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
انتخاب نسخهٔ صنع خدای خویش بین
در خرامش بر قفا چشم افکن ای زنجیر مو
یک جهان مجنون کشان اندر قفای خویش بین
ای که برافتادگان چون باد میرانی سمند
یک ره آخر زیر پای باد پای خویش بین
ای که در مهد همایون میروی سلطان صفت
از زکوة سلطنت سوی گدای خویش بین
ای جمالت شمع صد پروانه سر برکن ز بام
مرغ جان را پرزنان گرد سرای خویش بین
از قبای تنگ بیرونآ و جیب یوسفان
تا به دامن چاک از رشگ قبای خویش بین
بینوا در دهر بسیار است اما محتشم
بینوای توست سوی بینوای خویش بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری نامی به توصیف زیباییها و ویژگیهای انسانی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که خود را در آینه ببینید و به انتخاب و ویژگیهای خویش پی ببرد. او به فخر و زیبایی خود اشاره میکند و از شخصی که در موقعیتهای مختلف زندگی حرکت میکند، میخواهد تا به جایگاه و هویت واقعی خود توجه کند. شاعر همچنین تأکید میکند که در دنیای پر از فقر و نیاز، هر شخص باید به وضعیت دیگران و گدایان توجه کند و از خودخواهی فاصله بگیرد. در نهایت، او به زیبایی و جذابیت خود اشاره میکند و میگوید که هیچکس در دنیای کنونی نباید فراموش کند که به بینوایان و افرادی که نیازمند کمک هستند، توجه کند.