نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۴ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کاکل که سر نهاده به طرف جبین تو

صد فتنه می‌کند به سر نازنین تو

کین منت نشسته به خاطر مگر رقیب

حرفی ز کینه ساخته خاطر نشین تو

عمری دمید بر تو دل گرم بافسون

وز کین نگشت گرم دل آهنین تو

هشدار ای غزال که صد جا نشسته‌اند

صید افکنان دست هوس در کمین تو

زین دستبردها چو نگین در حصار باش

تا هست ملک حسن به زیر نگین تو

گر پی بری به کج نظری‌های مدعی

حاصل شود به راستی ما یقین تو

غیرت نگر که میرم اگر وقت کشتنم

گیرد ز رحم دست تو را آستین تو

ای محتشم اگر به مه من رسی بگو

کز هجر مرد عاشق زار حزین تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره زیبایی و جذابیت محبوب است و تأکید بر خطراتی که می‌تواند برای او ایجاد شود. شاعر به محبوب خود هشدار می‌دهد که افرادی با نیت‌های بد در اطراف او هستند و قصد صید او را دارند. او به زیبایی و حساسیت‌های این محبوب اشاره می‌کند و خطرات ناشی از کینه‌ورزی رقبای عشقی را گوشزد می‌کند. شاعر همچنین از احساسات عمیق خود نسبت به محبوب صحبت می‌کند و از غم و اندوهی که به خاطر جدایی از او دارد، می‌نویسد. در کل، غزل حال و هوای عشق و مراقبت از محبوب را به تصویر می‌کشد.