نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۷ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صبح مرا به ظن غلط شام کرده‌ای

بی‌تاب مرا گنهی نام کرده‌ای

تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند

ایذای من به نامه و پیغام کرده‌ای

از غایت مضایقه در گفت و گو مرا

راضی به یک شنیدن دشنام کرده‌ای

در غین مهر این که مرا کشته‌ای نهان

تقلید مهربانی ایام کرده‌ای

ترسم دمار از من بی‌ته برآورد

مرد آزمایی که تو در جام کرده‌ای

چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق

روی مرا به شبهه شبه فام کرده‌ای

از قتل محتشم همه احرام بسته‌اند

در دفع وی ز بس که تو ابرام کرده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس ناامیدی و ظلمی که از سوی محبوبش متوجه او شده، اشاره دارد. او از اینکه محبوبش به اشتباه او را مورد سرزنش قرار داده و با بی‌محبتی و تلخی با او رفتار کرده، شکایت می‌کند. شاعر از کلمات زیبای خود استفاده کرده تا نشان دهد که چگونه رفتار محبوبش باعث شده او دچار عذاب و حسرت شود. او همچنین به ترس از عواقب این رابطه و احتمال از دست دادن خود به خاطر این بی‌وفایی اشاره می‌کند. به‌طور کلی، این شعر بیانگر درد و رنج عاطفی ناشی از عدم توجه و محبت است.