نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۷ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی

عفی‌الله خوب رفتی لطف فرمودی کرم کردی

شکستی از ستم پیمان چون من نیک‌خواهی را

تکلف بر طرف بر خویش بیش از من ستم کردی

به دست امتیاز خود چو دادی خامه دقت

چه بد دیدی که حرف بد به نام ما رقم کردی

من از مهر تو هر کس را که با خود ساختم دشمن

تو با او دوست گشتی هرچه طبعش خواست هم کردی

تفاوت ارچه شد پیدا که در خیل هواداران

یکی را کاستی حرمت یکی را محترم کردی

چرا کوه وفائی را که بد از نه سپهر افزون

ز هم پاشیدی و ریگ بیابان عدم کردی

مقام قرب خود دادی رقیب سست بیعت را

کرا بنگر به جای عاشق ثابت قدم کردی

نگون کردی لوای دوستان این خود که کرد آخر

که در عالم به دشمن دوستی خود را علم کردی

چه جای دوست کس با دشمن خود این کند هرگز

که بی‌موجب تو بدپیمان چنین با محتشم کردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر در مورد خیانت و بدعهدی یک دوست یا معشوق است. شاعر از شکسته شدن پیوند خود با فردی که با بدخواهان همدست شده، ناراضی است. او به یاد می‌آورد که چگونه محبتش را با دیگران تقسیم کرده و در عوض، آن فرد با دشمنانش دوستی کرده است. شاعر از رفتار ناپسند و ناعادلانه آن شخص انتقاد می‌کند و از او می‌پرسد که چرا به رقیب خود مقام می‌دهد و در عوض دوستان واقعی‌اش را نادیده می‌گیرد. در نهایت، شاعر نسبت به رفتار آن شخص ناامید و ناخرسند است و نشان می‌دهد که هیچ‌کس به چنین خیانتی نسبت به دوست خود سزاوار نیست.