نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۸ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی

ز بیدادی که بر من کرده باشی منفعل گردی

مکن چون لاله چاکم در دل پرخون که می‌ترسم

در و داغ وفای خود به بینی و خجل گردی

دلت روشن‌تر از آیینهٔ صبح است می‌خواهم

که بر تحقیق مهرم یک نفس بر گرد دل گردی

چو بی‌جرمی به تیغ بی‌دریغم می‌کنی بسمل

چنان کن باری ای نامهربان کز من بحل گردی

تو ای مرغ دل از پروانه خود کم نه و باید

که تا جانباشدت بر گرد آن شمع چه گل گردی

رقیبان چون گسستی از دلش سررشتهٔ مهرم

الهی با نصیب از وصل آن پیمان گسل گردی

اگر خواهی ز گرد غیر خالی کوی آن مه را

به گردش محتشم چون باد باید متصل گردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، به بیان احساس عمیق عاشقانه و غمگین شاعر می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌خواهد که از بی‌وفایی و ستمی که به او روا داشته، دلخور نشود. او می‌ترسد که مانند لاله‌ای شکسته و پرخون در دل خود، خجالت‌زده شود. شاعر عشق و وفاداری واقعی‌اش را بیان می‌کند و امید دارد که معشوق برای یک لحظه به او توجه کند و از محبتش مطمئن شود. همچنین اشاره می‌کند که اگر معشوق بی‌دلیل او را رنجیده خاطر کند، او را به مرگ عاشقانه‌اش می‌کشد. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که در عالم عشق، به دور از رقبا بماند و همواره در کنار او باشد.